بیش فعالی کودکان, کنترل بیش فعالی, مقالات

چگونه به کودک آموزش دهیم وسط حرف دیگران نپرد

چطور به کودک یاد دهیم وسط حرف دیگران نپرد

تصور کنید وسط مهمانی خانوادگی همه دور میز نشسته‌اند؛ عمه‌تان با بغض مشغول درد‌ دل است که ناگهان صدای کودکتان بلند می‌شود: مامان! چرا عمه همیشه گریه می‌کنه؟ تو گفتی چون بچش رفته زندان؟
یک لحظه همه چیز متوقف می‌شود. نگاه‌ها سنگین، سکوت تلخ و صورت شما داغ… فقط می‌توانید به زور لبخند بزنید و زیر لب بگویید: بچه‌ست دیگر….

حالا سوال اصلی اینجاست که چگونه به کودک آموزش دهیم وسط حرف دیگران نپرد؟
مخصوصاً وقتی مبتلا به بیش‌فعالی است و هر فکر و هر شنیده‌ای باید همان لحظه که به ذهنش خطور می‌کند، بیرون بیاید!
خوشبختانه این صحنه‌های نفس‌گیر و خجالت‌آور کاملاً قابل پیشگیری‌اند. کافی است به جای تذکرهای تکراری و عصبانیت، با چند بازی کوتاه و ترفند هوشمندانه که دقیقاً با سرعت ذهن بچه‌های بیش‌فعال هماهنگ است، مفهوم “نوبت” را به او یاد بدهیم.
پس اگر آماده‌اید این لحظه‌های سخت را برای همیشه پشت سر بگذارید، تا پایان متن در کنار ما بمانید.

حالا قبل از پاسخ به سوال، چطور به کودک یاد دهیم وسط حرف دیگران نپرد، ابتدا به دلیل اصلی پریدن وسط صحبت دیگران در کودکان بپردازیم:

پریدن وسط حرف دیگران در کودکان رفتاری طبیعی است. اما خبر خوب اینکه با فهم درست دلیل اصلی این رفتار و تمرین‌های مناسب می‌توان آن را کاهش داد. پس به‌راحتی می‌توانید آن را مدیریت و تبدیل به یک مهارت اجتماعی کنید.
در اینجا به اصلی‌ترین دلایل پریدن وسط صحبت دیگران اشاره کردیم:

  1. هیجان و نیاز به گفتنِ فوری: کودک حرفش برایش مهم و تازه‌ است؛ عجله می‌کند که زود گفته شود.
  2. ضعف در کنترل تکانه: بعضی بچه‌ها هنوز یاد نگرفته‌اند قبل از عمل فکر کنند (این مشکل با تمرین تقویت می‌شود).
  3. نشناختن مفهوم نوبت‌گیری: گفتگو برای او یک جریان مشترک نیست؛ هنوز باید یاد بگیرد هر کسی نوبتی دارد و باید به نوبت دیگری احترام گذاشت!
  4. اضطراب و ترس از فراموشی حرف: نگرانی از اینکه حرفش را فراموش کند، باعث می‌شود وسط بپرد.
  5. الگوگیری از محیط/والدین: کودکان رفتارِ شنیدن و حرف‌زدن را از بزرگ‌ترها تقلید می‌کنند. اگر در محیطی که در آن رشد کرده، گفتگوها مرتب قطع می‌شوند، او هم همین الگو را تکرار می‌کند.
  6. احتمال وجود اختلالی در کودک: گاهی اگر پریدن وسط حرف خیلی شدید و مداوم باشد، بد نیست یک متخصص کودک آن را بررسی کند؛ چون در بعضی بچه‌ها این الگو ممکن است همراه با نشانه‌هایی از بیش‌فعالی و نقص توجه دیده شود، هرچند همیشه هم به آن معنا نیست و نیازمند پیگیری بیشتر است.

چگونه به کودک آموزش دهیم وسط حرف دیگران نپرد؟

قبل از آنکه به شما یاد دهیم که چطور به کودک یاد دهیم وسط حرف دیگران نپرد، باید توضیح دهیم نوبت‌گیری در گفت‌وگو یک مهارت آموختنی است، نه ویژگی‌ای که کودک با آن به دنیا بیاید. پژوهش‌های روان‌شناسی رشد نشان می‌دهند کودک به‌مرور و از طریق تعامل با دیگران یاد می‌گیرد چه زمانی گوش بدهد و چه زمانی صحبت کند. مغز کودک، به‌ویژه بخش‌های مسئول کنترل رفتار و توجه، هنوز در حال رشد است؛ بنابراین رعایت نوبت نیاز به آموزش، تکرار و تجربه دارد.

پس خبر خوب اینکه وقتی قواعد ساده گفتگو را به‌صورت عملی با فرزندتان تمرین کنید، کودک کم‌کم این مهارت را درونی می‌کند.

چرا کودکان وسط حرف دیگران می‌پرند؟​

در اینجا روش‌‌های کاربردی‌ای که روانشناسان معتبر اروپا و آمریکا برای آموزش قوانین صحبت کردن در جمع برای کودک پیشنهاد داده‌اند را برایتان توضیح می‌دهیم؛ پس با ما باشید.

آموزش نوبت‌گیری و قوانین گفتگو به کودک

اولین اصل در جلوگیری از قطع صحبت دیگران توسط کودک این است که نوبت‌ گرفتن باید دیده شود، نه فقط گفته شود. یعنی شما به عنوان والدین یا معلم کودک باید بدانید که گفتنِ “صبر کن” به‌تنهایی کافی نیست؛ چرا که کودک باید نوبت را ببیند و تجربه کند.

برای مثال: موقع صحبت کردن، روی نوبت‌‌ها اسم بگذارید. مثلا بگویید: “الان نوبت مامانه که حرف بزنه… حالا نوبت توئه”

پژوهش‌ها نشان دادند که نام‌گذاری گفتگو به کودک کمک می‌کند که قوانین و قوائد گفتگو را رعایت کند؛ مثل رعایت نوبت در بازی.

دوره آموزش تربیت فرزند بیش فعال
بهترین راه برای تربیت کودکان بیش فعال بر اساس متد دکتر سلین
تخفیف ویژه

البته این نکته را هم فراموش نکنید که آموزش نوبت‌گیری در گفت‌وگو به کودک، پشتوانه علمی دارد و فقط یک راهکار تربیتی نیست. پس طبق پژوهش‌های زبان و تعامل اجتماعی؛ تمرین گفت‌وگو در قالب نوبت‌ گرفتن، بخش مهمی از رشد زبان و مهارت‌های اجتماعی کودک است. یعنی الگوی گفتار دوطرفه که والدین و کودک به نوبت صحبت می‌کنند، باعث بهبود واژگان و ساختار زبانی خواهد شد.

یکی از روش‌های مؤثر ایجاد موقعیت‌هایی است که کودک و بزرگ‌تر باید به‌نوبت از یک وسیله یا فعالیت استفاده کنند؛ چنین بازی‌های چرخشی باعث می‌شود کودک صبر کند تا نوبتش برسد و با مفهموم صبر کردن و احترام به حقوق دیگران آشنا شود.

تکنیک مکث هدفمند  یک روش علمی و مشهور برای آموزش و تقویت گفت‌وگو و نوبت‌گیری در کودکان است. مکث هدفمند مخصوصاً در حوزه‌های رشد زبان و مهارت‌های ارتباطی بسیار موثر است. این روش نه یک ترفند سلیقه‌ای، بلکه بر پایه تحقیق‌های رفتاری و توسعه زبانی طراحی شده‌ است.

 

تکنیک مکث هدفمند

طی بررسی‌هایی که توسط The Bridge School صورت گرفته: بزرگسال باید در مکالمه آگاهانه مکث کند و به کودک فرصت بدهد تا واکنش، پاسخ یا مشارکت خود را نشان دهد. این مکث هدفمند باعث می‌شود کودک برای مشارکت بیشتر در گفت‌وگو ترغیب شود و نوبت گرفتن در گفت‌وگو را تمرین کند.

ما همچنین با بررسی پژوهش‌های مختلف به این نتیجه رسیدیم که مهارت نوبت‌گیری در گفتگو به‌مرور زمان و از دل تعاملات روزمره بین والد و کودک شکل می‌گیرد. کودک با تجربه کردن مکالمه یاد می‌گیرد چه زمانی گوش بدهد و چه زمانی صحبت کند. وقتی بزرگسال بعد از گفتن حرفش عمداً چند ثانیه مکث می‌کند و بلافاصله صحبت را ادامه نمی‌دهد، به کودک فرصت می‌دهد فکر کند، حرفش را آماده کند و وارد گفتگو شود. همین مکث کوتاه به کودک کمک می‌کند بفهمد نوبت اوست و با آرامش حرف بزند.

مدل‌سازی رفتار توسط والدین

طبق تجربیاتمان؛ کودکان بیشتر از آنکه با تذکر یاد بگیرند، با دیدن رفتار بزرگ‌ترها آموزش می‌بینند. روان‌شناسی رشد نشان می‌دهد کودک در جریان تعامل‌های روزمره، الگوی گفت‌وگو را از والدین تقلید می‌کند. وقتی پدر و مادر در گفتگو آرام حرف می‌زنند، به حرف همدیگر گوش می‌دهند و وسط صحبت دیگران نمی‌پرند، کودک به‌تدریج یاد می‌گیرد که گفتگو یعنی احترام به نوبت. حتی اشاره‌های ساده کلامی مثل “الان دارم گوش می‌دم، بعد نوبت توئه” به کودک کمک می‌کند این رفتار را آگاهانه ببیند و در ذهنش ثبت کند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند دیدنِ مکررِ رفتار درست، بسیار مؤثرتر از توضیح دادن یا اصلاح مداوم است و پایه‌ شکل‌گیری مهارت‌های گفتگویی سالم در کودک را می‌سازد.

استفاده از ابزارهای بصری و نشانه‌های ساده

کودکان زمانی قواعد گفتگو را بهتر یاد می‌گیرند که نوبت صحبت کردن برایشان قابل دیدن باشد. به‌جای تذکرهای مکرر، به شما پیشنهاد می‌دهیم کع  از نشانه‌های ساده استفاده کنید. مثلاً قبل از شروع گفتگو، با کودک قرار بگذارید وقتی دست شما بالا است یا شیء مشخصی در دست دارید، نوبت شماست و وقتی آن نشانه به او داده شد، نوبت صحبت کردنش می‌شود. لمس آرام شانه کودک هم می‌تواند یادآوری غیرکلامی باشد که “الان گوش بده، نوبتت می‌رسد”. استفاده از ساعت شنی کوچک یا تایمر دیداری کمک می‌کند کودک بفهمد انتظار چقدر طول می‌کشد و صبر کردن پایان مشخصی دارد. این نشانه‌ها قواعد گفتگو را ساده، قابل پیش‌بینی و بدون تنش به کودک آموزش می‌دهند.

شنیدن فعال چیست؟

شنیدن فعال یعنی وقتی کودک با تمرکز کامل به گوینده گوش دهد و تلاش کند پیام او را بفهمد، نه فقط منتظر پاسخ خود باشد. به بیان دیگر، شنونده فعال با زبان بدن و کلام خود نشان می‌دهد که فهمیده است (مثلاً چشم در چشم نگاه کردن، سر تکان دادن، تکرار یا خلاصه‌کردن حرف‌ها). از نظر ما شنیدن فعال بیش از شنیدن کلمات» می‌دانند؛ یعنی بچه درک شنیده‌ها را هدف می‌گیرد و سپس با تأمل پاسخ می‌دهد.

از طریق بازی‌ها چطور به کودک یاد دهیم وسط حرف دیگران نپرد؟

در اینجا از طریق چند بازی ساده، احترام به طرف مقابل را به فرزندتان یاد دهید.

  • دستورالعمل‌کِشیدن
    به کودک بگویید بدون سؤال کردن، فقط با گوش دادن نقاشی بکشد. مثلاً بگویید: «اول یک دایره بکش، بالاش دو خط کوتاه، کنارِش یک مربع.» بعد از تمام شدن، با هم بررسی کنید کدام بخش‌ها را دقیق شنیده است. این بازی تمرین توجه به جزئیات شنیداری است.
گوش دادن فعال چیست؟
  • قصه‌گویی مشارکتی
    شما یک جمله کوتاه از داستان بگویید، بعد نوبت کودک باشد جمله بعدی را اضافه کند. قانون ساده است: فقط کسی که نوبتش است حرف می‌زند. کودک یاد می‌گیرد برای ادامه داستان باید دقیق به جمله قبل گوش بدهد.

  • بازی «صدا چی بود؟»
    چشم‌های کودک را ببندید و صدایی ساده ایجاد کنید؛ مثلاً کلید، کاغذ، آب یا صدای حیوان. کودک باید با دقت گوش بدهد و حدس بزند صدا مربوط به چیست. این بازی تمرکز شنیداری را بالا می‌برد.

  • نقاشی از روی شنیده‌ها
    یک صحنه ساده را فقط با کلمات توصیف کنید؛ مثلاً «یک خانه با یک در قرمز و یک خورشید بالایش». کودک بدون دیدن تصویر، آن را نقاشی می‌کند. این تمرین شنیدن برای فهمیدن است، نه حدس زدن.

  • پرسش و پاسخ داستان
    بعد از خواندن یک داستان کوتاه، سؤال‌های ساده بپرسید: «اول چه اتفاقی افتاد؟»، «چرا شخصیت ناراحت شد؟» سؤال‌ها را طوری بپرسید که کودک مجبور شود به داستان گوش داده باشد.

  • مصاحبه دونفره
    نقش‌ها را مشخص کنید: یکی سؤال می‌پرسد، یکی جواب می‌دهد. بعد از پایان، از کودک بخواهید حرف‌های طرف مقابل را خیلی کوتاه تعریف کند. این بازی به او یاد می‌دهد گوش دادن مقدم بر جواب دادن است.

تمرین‌های عملی تقویت صبر و کنترل هیجان

برای اینکه کودک بهتر بتواند صبر کند و تکانه‌های هیجانی‌اش را مدیریت نماید، تمرین‌های کوچک و بازی‌های سرگرم‌کننده بسیار مؤثرند. یکی از روش‌های شناخته‌شده این است که به کودک کمک کنیم گام‌های ساده قبل از صحبت یا عمل را تمرین کند؛ مثلاً با شعار “وقفه، فکر، سپس عمل” که باعث می‌شود قبل از انجام کار، یک لحظه تأمل کند و یاد بگیرد تصمیم آگاهانه بگیرد.

  1. تمرین‌های تنفس هم از تکنیک‌های مورد تأیید روانشناسان است: تنفس عمیق شکمی؛ یعنی با کُند و عمیق نفس گرفتن، بدن و ذهن آرام می‌شود و کودک می‌تواند قبل از واکنش سریع یک مکث کوچک داشته باشد.
  2. بازی “نوبت من، نوبت تو”
    این بازی را می‌توانید با هر فعالیتی انجام دهید؛ حرف زدن، بازی با اسباب‌بازی یا حتی غذا خوردن. قانون ساده است: فقط کسی که نوبتش است، می‌تواند صحبت کند یا کاری انجام دهد. مثلاً شما یک جمله می‌گویید، بعد مکث می‌کنید و می‌گویید “حالا نوبت توئه”. فرزدتان یاد می‌گیرد برای رسیدن به نوبتش صبر کند و وسط کار دیگران نپرد.

  3. بازی “چراغ قرمز، چراغ سبز”
    در این بازی فرزندتان فقط با شنیدن “چراغ سبز” می‌تواند حرکت کند و با “چراغ قرمز” باید کاملاً بایستد. این توقف ناگهانی به کودک تمرین می‌دهد که هیجانش را کنترل کند و به نشانه‌ها توجه داشته باشد. همین مهارت بعداً در گفتگو کمک می‌کند قبل از حرف زدن مکث کند.

  4. زمان‌سنج ۳۰ ثانیه‌ای
    یک تایمر یا ساعت شنی ۳۰ ثانیه‌ای بگذارید و بگویید وقتی تایمر روشن شد، هرکس تنها یک بار می‌تواند حرف بزند؛ بعد تایمر را بدهید به نفر بعد. این زمان‌بندی ساده به کودک کمک می‌کند انتظار کشیدن و زمان‌بندی گفتگو را بهتر بفهمد.
  5.  
چطور به کودک یاد دهیم وسط حرف دیگران نپرد

با تدوین قوانین چطور به کودک یاد دهیم وسط حرف دیگران نپرد؟

یکی از نکات تربیتی‌ای که همیشه برای توسعه‌ی مهارت‌های ارتباطی خانواده به والدین پیشنهاد می‌دهیم این است که توافقنامه رفتاری یا قراردادِ خانوادگی تدوین کنند. توافقنامه رفتاری به‌عنوان یک روش علمی برای تقویت گفت‌وگو، احترام و نوبت‌گیری بسیار موثر است. این نوع قراردادها به خانواده کمک می‌کند تا به جای اینکه از بالا به پایین فقط قانون بگذارند، به‌صورت گروهی درباره‌ انتظارات ارتباطی تصمیم بگیرند و با مشارکت کودک، مسئولیت و رعایت این قواعد را ملموس کنند. 

در رویکرد قرارداد خانوادگی معمولا به والدین توصیه می‌کنیم که با کودک دور هم بنشینند، درباره‌ ارزش‌هایی مثل احترام، گوش‌دادن و نوبت‌گفتن صحبت کنند و سپس قراردادی کوتاه و مثبت بنویسند. این قرارداد باید ساده، قابل‌فهم و قابل‌دیدن باشد، مثلاً روی کاغذ یا پوستر اتاق، تا همه بدانند چه انتظاری از هم دارند. این کار باعث می‌شود کودک سرسختانه عمل‌کردن به قرارداد را تجربه کند و احساس کند خودش در ایجاد آن نقش داشته است، که نتیجه‌اش پای‌بندی بهتر و مقاومت کمتر است.

چگونه به کودک آموزش دهیم وسط حرف دیگران نپرد

برای مثال، در همین قرارداد می‌توانید جمله‌هایی بگذارید مثل: “وقتی من حرف می‌زنم، تو گوش می‌دهی؛ وقتی نوبت تو است، من گوش می‌دهم” یا “هر وقت حرفت تمام شد، می‌گوییم: “نوبت تمام شد، حالا نوبت من/تو”. این‌ها نمونه‌های ویژه‌ای از جملات جایگزین برای قطع نکردن حرف دیگران هستند که به شما هم پیشنهاد می‌دهیم از آنها استفاده کنید.

کلید موفقیت این روش این است که قرارداد را در یک جلسه خانوادگی تدوین کنید، آن را قابل‌دیدن کنید و در مواقع مناسب دوباره بازبینی و به‌روزرسانی کنید تا هم ارتباط قوی‌تر شود و هم کودک بفهمد مشارکتش مهم است.

به تلاش‌های کودک اهمیت دهید

طبق تجربیات ما؛ وقتی والدین روی تلاش و فرآیند کار تمرکز می‌کنند، کودک انگیزه و اعتماد به‌نفس بیشتری پیدا می‌کند، چون یاد می‌گیرد از تجربه و تلاشش ارزش بگیرد، نه از نتیجه‌ی نهایی. به طور کلی تشویق تلاش‌های کودک باعث مقاومت، یادگیری و استمرار در کارها می‌شود.

برای تمرین در همین موقعیت‌های روزمره، به جای گفتن جملات کلی مثل “آفرین! کارت عالی بود”، بهتر است توجه‌تان را روی تلاش واقعی نشان دهید. مثلاً بگویید:
“دیدم چقدر زمان گذاشتی و کم‌کم بهتر شدی.”
“خیلی خوب تلاش کردی حتی وقتی سخت شد، ادامش دادی.”
“تمرکزت روی کار امروز واقعاً قابل‌تحسینه.”

این نوع بازخورد باعث می‌شود فرزندتان بفهمد پیشرفت از تلاش می‌آید، نه فقط نتیجه‌ نهایی و همین خودش یک تشویق واقعی برای دفعه‌های بعد است.

وقتی کودک وسط حرف پرید چه کنیم؟

وقتی فرزندتان وسط حرف می‌پرد، مهم‌ترین کار شما این است که هم‌زمان دو پیام را منتقل کنید: “حرفت مهم است” و “گفت‌وگو قانون دارد”. طبق تجربیه‌ای که این چند سال داشتیم، واکنش‌های تند، خشن یا تحقیرآمیز؛ مثل فریاد زدن یا ساکت‌کردن ناگهانی، نه‌تنها مؤثر نیستند، بلکه اضطراب کودک را بالا می‌برند و احتمال تکرار این رفتار را بیشتر می‌کنند.

شما می‌توانید بدون قطع صحبتش، با تماس چشمی یا یک جمله‌ی کوتاه بگویید: “می‌دونم حرف داری، الان تموم می‌کنم، بعد نوبت توئه.” این جمله ساده به کودک نشان می‌دهد که دیده و شنیده می‌شود، اما باید منتظر بماند.

در کنار کلام، استفاده از نشانه‌های غیرکلامی ثابت را فراموش نکنید! مثل لمس آرام شانه یا بالا بردن دست به کودک کمک می‌کند بفهمد نوبتش محفوظ است. این روش‌ها فقط وقتی اثر دارند که شما در برخوردتان ثبات داشته باشید؛ یعنی هر بار واکنش مشابهی نشان دهید، نه اینکه گاهی اجازه دهید و گاهی ناراحت شوید.

در نهایت، حفظ احترام کودک حیاتی است. اصلاح رفتار نباید با برچسب‌زدن، شرمنده‌کردن یا مقایسه همراه باشد. وقتی کودک احساس امنیت و احترام کند، مغزش آماده‌ یادگیری نوبت‌گیری و شنیدن فعال می‌شود و این دقیقاً همان هدف ماست.

تفاوت پریدن وسط حرف با مشکلات رفتاری یا شرایط خاص

وقتی می‌خواهیم پریدن وسط حرف دیگران را با مشکلات خاص مثل ADHD مقایسه کنیم، باید بدانیم این رفتار در همه‌ کودکان (کودکانی که این اختلال را ندارند) ممکن است دیده شود، اما در ADHD یک بخش از الگوی پایدارِ رفتاری‌ است که فراتر از یک عادت بد است. همانطور که می‌دانید ADHD یک اختلال عصبی‌ رشدی است که با بی‌توجهی، بیش‌فعالی و تکانشگری مشخص می‌شود و ممکن است در رفتارش قطع‌کردن صحبت یا ناتوانی در انتظار نوبت خودش را بروز دهد.

فرق آن با پریدن معمولی این است که در ADHD این الگو ثابت، مداوم و در موقعیت‌های مختلف رخ می‌دهد؛ یعنی نه فقط وقتی کودک هیجان‌زده است، بلکه در خانه، مدرسه و میان همسالان هم دیده می‌شود و باعث چالش در تعاملات اجتماعی می‌شود.

در کودکان مبتلا به این اختلال، مشکل در کنترل تکانه و ضعف در حافظه کاری شنیداری باعث می‌شود که حتی وقتی خودشان می‌دانند باید صبر کنند، نتوانند نوبت حرف‌زدن را رعایت کنند.

از این اشتباهات پرهیز کنید!

بعضی واکنش‌ها نه‌تنها رفتار پریدن وسط حرف را اصلاح نمی‌کنند، بلکه آن را تشدید می‌کنند یا به مهارت‌های ارتباطی آسیب می‌زنند؛ پس از چنین واکنش‌هایی دوری کنید:

اولین اشتباه این است که وقتی کودک حرفتان را قطع می‌کند، همان‌طور واکنش نشان دهید؛ یعنی قطع کردنِ متقابل حرف او. به طور کلی پریدن وسط حرف را با قطع‌کردن حرف کودک، فقط به کودک یاد می‌دهد که قطع صحبت مجاز است؛ چون رفتار بزرگ‌تر را تقلید می‌کند. این همان الگوگیری منفی‌ای است که باید از آن پرهیز کنید.

 اشتباه دوم، تنبیه فوری و تند است. فریاد زدن، تهدید یا محروم‌کردن کودک به‌سرعت باعث ترس، کاهش اعتماد به نفس و مقاومت بیشتر در مقابل تغییر می‌شود. روانشناسان توصیه می‌کنند به‌جای تنبیه، اصلاح رفتار در زمانی غیرضروری انجام شود، وقتی کودک آرام‌تر است و می‌تواند بفهمد که چه اتفاقی افتاده و چرا.

سومین اشتباه معمول این است که شما فقط به رفتار نگاه کنید، نه علتش. اگر شما صرفاً بگوید “نپر وسط حرف”، اما نپرسد “چرا این اتفاق افتاد؟ هیجان؟ اضطراب؟ نیاز به توجه؟”، رفتار کودک بدون فهم واقعی علت همچنان ادامه خواهد داشت. فراموش نکنید که توجه به علت رفتاری به شما کمک می‌کند رفتار را با همدلی و راهکار مناسب اصلاح کنید، نه فقط با دستور.

این اشتباهات وقتی حذف شوند و به‌جای آن‌ها راهکارهای مبتنی بر توضیح، الگو و زمان‌بندی مطرح شوند، رفتار پریدن وسط حرف به‌مرور قابل تغییر خواهد بود. بدون تنش، بدون خشونت، و با تقویت واقعی مهارت‌های ارتباطی کودک، به بهبود روابط اجتماعی وی کمک کنید.

 

چگونه به کودک آموزش دهیم وسط حرف دیگران نپرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *